خرید بک لینک

درباره سایت

در آستانه ۲۲ سالگی : )

آخرین مطالب

امکانات وب

یه روز بهم زنگ زد . دقیقا وقتی که ساعتها دراز کشیده بودم و بهش فک میکردم ... به حرفایی که اگه یه روز میدیدمش میخواستم بزنم ... زنگ زد ... شوکه شدم ... بغض داشت ... گفت تو نفرینم کردی ؟ داغون بود ... خیلی ... نمیدونم چرا و چی شده بود اما نامردیه بگم خوشحال شدم ؟ اون روز گذشت ... دیدمش ... حرفایی که غرور شکستمو برگردونه زدم ... در واقع دروغایی که غرور شکستمو برگردونه ... از کار و زندگیم گفتم ... از اینکه چقدر بعد از رفتنش همه چی خوب بود ... اینکه چقد خوشحال بودم چقد مسافرت رفتم چقد همه چی خوب پیش میره ... اینکه توی بهترین مسیر زندگیمم اینکه چقد موفقم ... دروغ دروغ دروغ ... دروغ پشت دروغ ... حتی خودمم چیزایی که گفتم رو باورم شده ... هه

+ نوشته شده در شنبه ششم خرداد ۱۳۹۶ساعت 22:12 توسط سین.ه.الف |

برچسب: نویسنده: متین محمدپور تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 20:03

صفحه بندی